عبرت و تربيت در قرآن و نهج 

پروژه پارس ارائه دهنده کامل ترین پروژه های دانشجویی و دانش آموزی می باشد

http://kia-ir.ir

نظرسنجی سایت

ایا ازقیمت ها راضی هستید ؟؟؟

اشتراک در خبرنامه

جهت عضویت در خبرنامه لطفا ایمیل خود را ثبت نمائید

Captcha

آمار بازدید

  • بازدید امروز : 134
  • بازدید دیروز : 643
  • بازدید کل : 2994685

پیوند ها

عبرت و تربيت در قرآن و نهج


عبرت و تربيت در قرآن و نهج

نام فایل : عبرت و تربيت در قرآن و نهج

فرمت : .doc

تعداد صفحه/اسلاید : 1

حجم : 63 کیلوبایت


عبرت و تربيت در قرآن و نهجالبلاغه
.
منابع عبرت و شيوههاى عبرتآموزى
عبرتها به وسعت دنيا گسترده است. هر پديده، آيهاى از آيات الهى است و پيامى دربردارد. هر كس ديدهاى عبرت بين داشته باشد، مىتواند از لابلاى پديدهها، پيامها را دريابد. براى آگاهى و بيدارى انسان هشدارها داده شده است و عبرتها بىپرده و آشكار رخ نمودهاند. به فرموده اميرالمؤمنين(ع)، اگر انسان چشم باز كند و ببيند، وسايل بينايى او فراهم است، و اگر گوش شنوا داشته باشد، سخنان حق گفته شده است و اگر اهل هدايت باشد، وسايل هدايت فراهم است:
وَلَقَدْ بُصِّرْتُمْ اِنْ اَبْصَرْتُمْ، وَ أُسْمِعْتُمْ اِنْ سَمِعْتُمْ، وَ هُدِيتُم اِنِ اهْتَدَيْتُمْ، وَبِحَقٍّ اَقُولُ لَكُمْ: لَقَدْ جاهَرَتْكُمُ الْعِبَرُ وَ زُجِرْتُمْ بِما فيهِ مُزْدَجَرٌ.23
آن حقايق را به شما نيزنشان دادند، ولى ديدن نخواستيد و به گوش شما رسانيدند، ولى شنيدن نخواستيد، شما را راه نمودند، ولى رهيافتن نخواستيد، براستى مىگويم كه عبرتها و اندرزها بر شما آشكار بود و از آنچه مىبايد دورى جوييد شما را منع كردند .
ولى افسوس كه از اين همه منابع عبرتآموز، اندكى از مردم پند مىگيرند و بخش عظيمى از مردم چشم عبرتبين ندارند و همچنان در شهوات نفس و غفلتها گرفتارند:
مَا اَكْثَرُ العِبَرُ وَ اَقَلُّ الاِعْتِبَارُ.24
عبرتها چه بسيارند و عبرت گيرچه كم!
در اين بخش به مهمترين منابع و شيوههاى عبرتآموزى اشاره مىكنيم. و پيش از آن، ذكر اين نكته را لازم مىدانيم كه منابع عبرت و شيوههاى عبرتآموزى، دو مبحث جداگانه است و هر كدام بحث مستقلى دارد، ولى با توجه به اينكه اين دو مبحث بسيار به هم نزديك هستند و شناخت هر منبع، اتخاذِ روشى را به دنبال دارد،اين دو را در يك مبحث ذكرمى كنيم:
الف. دنيا، سراى عبرت
يك نگاه عموعى به دنيا و ويژگيها و سنتهاى حاكم بر آن، جداى از وقايع تاريخى، پندهاى فراوانى به انسان مىدهد. قوانينى بر دنيا حاكم است كه هر يك مىتواند درس عبرتى براى انسان باشد. شناخت دنيا و آشنايى با خصوصيات آن، تأثير قابل ملاحظهاى در سلوك و رفتار فراگيرنده مىگذارد. شايد اميرالمؤمنين(ع)، تنها كسى باشد كه به طور جامع به توصيف ابعاد و ويژگيهاى مختلف دنيا پرداخته و به قصد تأثيرگذارى و عبرتدهى از آن سخن گفته است، تعابير، تشبيهات و تمثيلات گوناگونى كه در باب دنيا، در كلام على(ع) وجود دارد، همه حاكى از همين مطلب است.
تعابيرى چون: «اَلدُّنْيَا دارٌ مُنِىَ لَهَا الفَنَاءُ25 ...»، «اَلدُّنْيَا دَارُ فَنَاءٍ و عَنَاءٍ و غِيَرٍ و عِبَرٍ...26»، «[الدنيا] دَارُ حَرْبٍ وَ سَلْبٍ وَ نَهْبٍ وَعَطْبٍ...27»، «اِنّهَا دَارُ شُخُوصٍ و مَحَلَّةُ تَنْغِيصٍ28...»، «دارٌ بِالْبَلاَءِ مَحْفُوفَةٌ29...»، «مَثَلُ الدُّنْيَا كَمَثَلِ الحَيَّةِ30...»، و صدها تعبير ديگر، همه درصددِ دادن شناختِ عبرتآموز به انسانهاست. چنانچه گذشت، خود حضرت، پس از توصيههاى فراوان در ابعاد گوناگون به فرزندش امام مجتبى(ع)، هدف خود را از اين همه سفارش چنين بيان مىفرمايد:
يَا بُنَىَّ اِنّى قَدْ انْبَأتُكَ عَنِ الدُّنْيَا وَ حَالِهَا، وَ زَوَالِهَا وَ انْتِقَالِهَا وَ أنْبَاْتُكَ عَنِ الآخِرَةِ وَ مَا اَعَدَّ لِأهْلِهَا فِيهَا وَ ضَرَبْتُ لَكَ فِيهِمَا الأمْثَالُ، لِتَعْتَبِرَ بِهَا وَ تَحْذُوَ عَلَيْهَا.31
پسر عزيزم! من تورا از دنيا و تحولات گوناگونش و نابودى ودست به دست گرديدنش آگاه كردم و از آخرت و آنچه براى انسانها در آنجا فراهم است اطلاع دادم و براى تو از هر دو مثال زدم تا به آن پندپذيرى و براساس آن در زندگى گام بردارى.
طبق اين كلام، دادن اين شناخت در مورد دنيا و آخرت به اين دليل است كه فراگيرنده از آن عبرت بگيرد و مسير زندگى را بر آن اساس پايهگذارى كند. بنابراين يكى از شيوههاى عبرتآموزى، توصيف دنيا و بيان ويژگيها و سنتهاى رايج آن براى فراگيرنده است.
ب. تاريخ، مدرسه عبرتآموزى
تاريخ و حوادث مختلف آن، از ابتداى آفرينش تاكنون، از مهمترين و اصلىترين منابع عبرتآموزى است كه در منابع اسلامى به صورت گستردهاى به آن اشاره شده است. بخش عظيمى از آيات قرآن، ذكر مباحث تاريخى در قالب داستان، قصه و خاطره تاريخى است و همه اينها با هدف پندآموزى و عبرتدهى به مخاطبان صورت گرفته است. زيرا غالبا پس از ذكر هر قصه يا جريان تاريخى، به اين هدف اشاره شده است. مثلاً، پس از ذكر داستان حضرت يوسف(ع)، به عنوان نتيجه تربيتى آن، چنين مىفرمايد:
«لَقَدْ كَانَ فِى قِصَصِهِمْ عِبْرَةٌ لاُِولِى الاَلْبَابِ، مَا كَانَ حَدِيثا يُفْتَرى وَ لكِنْ تَصْدِيقَ الّذِىَ بَيْنَ يَدَيْهِ وَ تَفْصِيلَ كُلِّ شَىءٍ وَ هُدَىً وَ رَحْمَةً لِقَوْمٍ يُؤمِنُونَ.32
در سرگذشت آنها درس عبرتى براى صاحبان انديشه بود! اينها داستان دروغين نبود؛ بلكه وحى آسمانى است، و هماهنگ است با آنچه پيشروى او (از كتاب آسمانى پيشين) قرار دارد، و شرح هر چيزى (كه پايه سعادت انسان است)؛ و هدايت و رحمتى است براى گروهى كه ايمان مىآورند!
در اين آيه شريفه به چند مطلب اشاره شده است:
1. غرض از ذكر اين داستان، عبرتها و پندهايى است كه در آن نهفته است. داستان فوق آيينهاى است كه مىتوان در آن عوامل پيروزى و شكست، كاميابى و ناكامى، خوشبختى و بدبختى، سربلندى و ذلت و خلاصه آنچه در زندگى انسان ارزشمند و يا بىارزش است، را ديد، آيينهاى كه عصاره تمام تجربيات اقوام پيشين و رهبران بزرگ در آن به چشم مىخورد و مشاهده آن، عمر كوتاه مدتِ هر انسانى را به اندازه عمرِ تمام بشريت طولانى مىكند.
2. داستان فوق بيان واقعيتهاست و از آميختگى با دروغ و افتراء منزه است.
3. تنها صاحبان عقل و انديشه هستند كه توانايى مشاهده اين نقوش عبرت را بر صفحه اين آيينه عجيب دارند.
4. هر آنچه انسان به آن نياز دارد و در سعادت و تكامل او دخيل است، در اين آيات آمده است و به همين دليل، مايه هدايت و رحمت براى همه كسانى است كه ايمان مىآورند.33
...

  انتشار : ۲۸ شهریور ۱۳۹۸               تعداد بازدید : 166

پروژه پارس ارائه دهنده کامل ترین پروژه های دانشجویی و دانش آموزی تمامی حقوق سایت متعلق با شرکت آدرگستر میباشد.www.adoorgostar.ir

فید خبر خوان    نقشه سایت    تماس با ما